فلسفه کوچینگ؛ رویکرد فرد محور

فلسفه کوچینگ یا عواملی که باعث شکل گیری کوچینگ شده اند، کم نیستند.

یکی از این عوامل رویکرد فرد محور در کوچینگ است.

این رویکرد یکی از شناخته شده ترین و قابل احترام ترین رویکردهای نظری در میان کوچ‌ها است.

دلیل عمده ان هم این است که کوچینگ تعداد زیادی از اصول ساختاری را با این رویکرد به اشتراک گذاشته است.

مانند: مرکزیت تجربیات مراجعان و تعهدها به این ایده که مراجع مالک منابع رشد خودش است.

ما می خواهیم در این مقاله یک توضیح بالقوه برای مرزگذاری بدهیم.

یعنی مرزگذاری بین تمرین منطقی و تمرینی که از رویکرد نظریه های رشد بزرگسالان می‌آید.

تمایز نگرش فلسفی فرد محور با موارد گسترده تر خود از رویکرد منفرد تا یکپارچه از کارهای کارل راجرز آمده است.

که بعدها نظریه های رشد بزرگسالان این نظریه را تکمیل می‌کند.

موارد کاربرد رویکرد فردمحور

رویکرد فرد-محور به عنوان پایه برای مداخلات به شمار می‌آید.

این مداخلات تنها در کوچینگ نیست بلکه در مشاوره، منتورینگ، مراقبت اجتماعی و تدریس نیز است.

رویکرد فرد-محور در یک دیدگاه مثبت به بشریت پایه گذاری شده است.

این رویکرد که توسط راجرز در سال 1951 بیان شده است از تمایل انسان به خودشکوفایی صحبت می‌کند.

و این مفهوم خودشکوفایی از نظر راجرز می‌تواند توسط یک درایو که در مفهوم خود برای فرد ثابت است بسته شود.

مفهوم خود یکی از ابعاد شخصیت است که در طول رشد افراد تایید شده است.

با وجود این اگر مربی یک محیطی را فراهم کند که ایمن و مفید باشد شخص میتواند شرایط ارزشمندی خود را رها کند و

مفاهیم اعتماد به نفس، اعتماد به خود و قابلیت دیدن دنیا به شکل دقیقتر را درک کند.

رویکرد فرد-محور تکنیک هایی مانند تفسیر، سوال پرسیدن و جمع آوری مطالب درباره گسترش را به حداقل میرساند

و در نقطه مقابل شنیدن فعالانه، بازتاب دادن احساسات و شفاف سازی را به حداکثر میرساند.

راجرز(1951) تاکید دارد که نگرشها و ویژگی های شخصیتی مربیان و کیفیت رابطه به عنوان عنصر اصلی برای خروجی ها است.

این تعجب آور نیست که این توصیف درخواست خیلی از مربیان بوده است.